تبليغاتX
زنده به گور - هفت!

زنده به گور

می خواهم سوزنی باشم در انبار کاه ، دیگرگون و ناپیدا !

به یاد فیلم "هفت" افتاده بودم. فیلم داستان تعقیب و گریز پلیس و قاتلی ست که گناهکاران را به طرز فجیعی می کشد. قاتل بر اساس هفت گناه ابدی که در کتاب کمدی الهی دانته آمده ، قربانیان خود را انتخاب می کند. پایان جالبی دارد فیلم . در صحنه ی آخر پلیس قربانی خشم می شود و قاتل قربانی حسادت!

راستی ما قربانی کدام یک از این گناهانیم؟

من:

۱.    غرور : نه این یکی را ندارم.

۲.   حرص و طمع : نه زیاد. آنقدر ها نیست.

۳.   شهوت : به اقتضای سن و سال ، کمی تا قسمتی!

۴.   خشم : این هم نه!

۵.   شکم پرستی : این را اصلن ندارم. وصله ی شکم پرستی ابدن به من نمی چسبد! غذا خوردن برایم رفع تکلیف است! همین قدر می خورم که نمیرم!

۶.   حسادت : درست نمی دانم. نمی شود گفت نه! اما. باور کنید زیاد نیست.

۷.   تنبلی : خودش است! اگر قاتل فیلم هفت سراغ من بیاید دلیل ش فقط و فقط همین گناه است!

شما هم امتحان کنید. آدم به خودشناسی جالبی می رسه!

 

+ نوشته شده در  2009/4/20ساعت 22:53  توسط مردی که آن جا نبود  |