چند ساعت بعد : می دانم که باید از ته دل آه را بکشم
آه ! عشق شکست خورده ی من.... نه!!نه !!! آه ای پُرتره ی نیمه تمام!
کاش می شد به جای مَقنعه ات شالی شاد ، همان که سرخ و سیاه ِ راه راه را بکشم
به گمانم که خوب بُر زدی این دست را و شانس اگر پا داد
(به اقتضای قافیه شاعر توقعش زیاد نیست!) ٬دراز کنم دست و جوکر سیاه را بکشم!
نگاه به لب های دختر و حرف های مضحک من
ماتیک سرخ "می زیبد لب لعل شکرخا را" -یک عاشقانه ی پست مدرن!که طعم گناه را بچشم-
کنار پنجره تا صبح ، قهوه می جوشم ( می نوشم!)!
که این دفعه حتمن پگاه را بکشم!

.jpg)