پوچ!
می خواهم سوزنی باشم در انبار کاه ، دیگرگون و ناپیدا !
سال ۱۹۶۷ مصر ٬ سوریه ٬ اردن و عراق همزمان به اسراییل حمله می کنند به این هدف که سرزمین های عربی را بازپس بگیرند. مهم ترین و کاری ترین ضربه ای که قرار بود به اسراییل وارد شود توسط نیروی هوایی مصر برنامه ریزی شده بود به این ترتیب که ۴۰۰ هواپیمای مصری آماده ی حمله به ارتش اسراییل می شوند. اگر این عملیات انجام می شد ٬ ارتش اسراییل تقریبن نابود می شد.
اما درست زمان صدور دستور حمله به خلبان های مصری ٬ آمریکا تهدید می کند که به نفع اسراییل وارد جنگ خواهد شد. مقامات مصری عملیات را چند ساعت به تعویق می اندازند تا تصمیم بگیرند که حمله کنند یا نه!
در همین فرصت نیروی هوایی اسراییل وارد عمل می شود و حدود ۳۰۰ هواپیمای مصری را روی زمین نابود می کند. ورق بر می گردد و حالا این نیروی هوایی مصر است که فلج شده! خلاصه این که این تعلل چند ساعته باعث شکست اعراب می شود و بخش هایی از خاک مصر و سوریه هم به تصرف اسراییل در می آید.

این را گفتم که بگویم زیاد مهم نیست که خاتمی کاندید شود یا نه! بلکه مسئله این است که سید خندان سابق زودتر تکلیف خودش را مشخص کند که دل آمدن دارد یا نه! اگر می آید که قدمش روی چشم . اگر هم قصد(جرات) آمدن ندارد زودتر تکلیف را روشن کنند تا اصلاح طلبان روی کاندیدای دیگری تبلیغ کنند در فرصت کمی که مانده! این دو دل شدن جناب سید می ترسم مثل آن دودل ماندن مصری ها کار دست اصلاح طلبان بدهد و آخر هم وقتی بگوید نمی آیم که دیگر فرصتی نمانده برای مطرح کردن چهره های دیگر که در جامعه کم تر شناخته شده اند!