تبليغاتX
زنده به گور

زنده به گور

می خواهم سوزنی باشم در انبار کاه ، دیگرگون و ناپیدا !

"! borde namardi nemichasbe"  این جوابی بود که به پیامک(!) های تبریک دوستان بعد از بازی پرسپولیس سپاهان دادم!

چند روز با تاخیر این مطلب رو نوشتم اول به دلیل تنبلی! و دوم این که هیجان پرسپولیسی ها باعث نشه بد و بیراه نصیب م بشه!(ضمنن خوش بختانه چند پست قبل پرسپولیسی بودنم را اعتراف کرده ام!)

وقتی که بازی تازه ۱-۱ مساوی شده بود یکی از دوستام که بازی رو نمی تونست ببینه از من نتیجه ی بازی رو پرسید ٬ گفت م " یک یک مساوی ه ولی داور انگار خیلی از پرسپولیسی ها خوشش می آد"

فکر کنم چیزی حدود ۸ تا کارت زرد به سپاهان داد و یه کارت زرد هم به کعبی. کارت قرمزی هم که به مسعود زارعی داد فقط ۳۰ثانیه پرسپولیس رو ۱۰ نفره کرد! 

و اما اون ۷ دقیقه! هرچقدر هم فردوسی پور و برنامه ی نود کرونومتر بذارن که ۷ دقیقه و ۱۰ ثانیه من باز هم قبول نمی کنم! عقب و جلو رفتن سپهر حیدری برای پرتاب اوت مگه وقت تلف شده به حساب می آد؟(بازی منچستر و چلسی را دیدید؟ ۱۲۰ دقیقه بازی با آن همه مصدومیت و دعوا و اخراج دروگبا روی هم برای چهار نیمه ۸ دقیقه وقت تلف شده داشت!)

پانزده میلیون و یک۱ نفر می خواستند پرسپولیس قهرمان شود که شد. انقدر هم رسانه ها بی توجه ی عمدی به داوری این بازی کردند و فقط به جشن و بالا و پایین پریدن باقری پرداختند که کم کم همه فراموش کردیم چه در زمین گذشت! چقدر مسخره می شود همه ی بالا و پایین پریدن های ما وقتی شوت خلیلی به تیر خورد نه؟! تاپ و توپ قلب این همه آدم چه قدر بی دلیل می شود وقتی کس دیگری برای برنده تصمیم بگیرد!

اما یادم هست و مطمئنم که همه ی ما وقت تماشای بازی حس می کردیم که داور انگار خیلی از پرسپولیسی ها خوشش می اومد! نه؟!

۱. یک = آدم هایی که پشت تجارت ۱۳۰ میلیاردی فوتبال ایران اند.

 پ.ن. : این مطلب شدیدن به ویرایش نیاز دارد!

+ نوشته شده در  2008/5/23ساعت 16:52  توسط مردی که آن جا نبود  |