تبليغاتX
زنده به گور

زنده به گور

می خواهم سوزنی باشم در انبار کاه ، دیگرگون و ناپیدا !

می خوام یه چیزی بنویسم که اصلن توش از "تو" نگم. همین یه بارم که گفتم تو از دستم در رفت. لعنت به تو شد دو بار نه وای سه بار گفتم تو

اه................... این که همش شد تو

+ نوشته شده در  2006/10/19ساعت 23:24  توسط مردی که آن جا نبود  | 

 

o' everything good is bad & everything bad is good

sex و romance ممنوعه

آبجو ممنوعه

سیگار بد ه

موسیقی کلن غیر مجاز ه

ببخشید می تونم دستمو بکنم تو دماغم؟؟

+ نوشته شده در  2006/10/17ساعت 19:48  توسط مردی که آن جا نبود  | 

باز‌هم دروغ گفتند
مردم، دروغ را
صبح، با چای نوشيدند
ظهر، با ناهار
و شب، با شام خوردند!
می‌گويند:
دروغگو دشمنِ خداست.
اما دروغگوها
از صبح تا شب
از خدا حرف می‌زنند
گندم نشان می‌دهند و جو می‌فروشند
و در عسل، زهر می‌آميزند.
شب، سرِ سُفره
راديو که باز می‌شود
مُرغِ پُخته هم خنده‌اش می‌گيرد!

http://news.gooya.eu/culture/archives/053569.php

+ نوشته شده در  2006/10/10ساعت 20:13  توسط مردی که آن جا نبود  | 

تاریخ تکرار می شود و چه تکرار نکبت باری

+ نوشته شده در  2006/10/1ساعت 11:12  توسط مردی که آن جا نبود  |